براساس آخرين و جديدترين اخبار از سايت ركوردها يا همان گينس، ترينهاي جهان مشخص شده است كه در ادامه خواهيد خواند:
بلندترين پل جهان در چين است كه 5/32 كيلومتر طول دارد و «دانگاي بريدج» نام دارد.
بزرگترين مجتمع تجاري در جنوب چين به نام دونگوان با 892000 مترمربع و 61 طبقه ميباشد.
شلوغترين فرودگاه جهان در نيويورك واقع شده است، اين فرودگاه «فرودگاه بينالمللي جان افكندي» نام دارد.
پهنترين پل جهان در سيدني استراليا است كه 16 لاين مسير عبوري اتومبيل دارد و اين پل بندري 8 لاين در طبقه بالا و 8 لاين در طبقه پايين دارا ميباشد.
كشتي «ام اس فريدوم دريا»، ميتواند 4300 مسافر را در خود جاي دهد.
بزرگترين استاديوم جهان به نام ماراكانا در شهر «ريودوژانيرو» برزيل است كه ظرفيت 199000 نفر را داراست.
بزرگترين هتل جهان در لاسوگاس ميباشد و هتل MGM Grand نام دارد و داراي 6276 اتاق است.
گرانترين هتل جهان، برج العرب در دبي است كه تنها هتل 7 ستاره جهان است و ارزانترين اتاقش شبي 1000 دلار و سوئيت رويال آن شبي 28000 دلار ميباشد.
بزرگترين كليساي جهان در «اوتاي نياگارا» واقع شده است. ظرفيت اين كليسا در داخل 50000 نفر و خارج آن 250000 نفر است.
بلندترين چرخ و فلك جهان، در جنوب چين واقع شده است و 80 متر بلندي دارد و به بلندي يك ساختمان 30 طبقه است و با سرعت 120 كيلومتر در ساعت ميتواند بچرخد و ظرفيت 30 نفر را دارا ميباشد.
بلندترين آسمانخراش دنيا، برج دبي با ارتفاع 817 متر ميباشد كه رأس آن از 95 كيلومتري قابل مشاهده است.
بزرگترين پارك آبي جهان، در كانادا واقع شده است و 5 هكتار مساحت دارد.
بزرگترين قصر جهان، در روماني واقع شده است كه ظرفيت 18 هزار نفر درون قصر و صد هزار نفر خارج قصر را دارا ميباشد. مساحت ساختمان اين قصر چهار هزار مترمربع است.
در سال 1997 ميلادي در آمريكا يك ميليون و 191 هزار طلاق ثبت شد كه ركوردي عجيب در جهان بود.
فيلم «تايتانيك» برنده يازده جايزه اسكار، پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي جهان بود. اين فيلم كه محصول سال 1997 است، بيش از يك ميليارد دلار فروخت.
«بالا مورالي آمباتي» اهل نيويورك در سن هفده سالگي از دانشكده پزشكي نيويورك فارغالتحصيل شد.
طولانيترين بيهوشي كه در تاريخ پزشكي ثبت شد، مربوط به يك دختر هفت ساله است كه پس از عمل آپانديس به اغما رفت و پانزده سال بيهوش شد.
ايستگاه قطار شهر ليورپول، قديميترين ايستگاه دنياست كه در سال 1830 ميلادي افتتاح شد.
در سال 1886 ميلادي روزنامه فرانسوي «لوپيتيت ژورنال» اولين روزنامه جهان بود كه تيراژ آن به بيش از يك ميليون نسخه رسيد.

سردترین جای شناختهشده جهان درون سحابی بومرنگ (Boomerang nebuka) قرار دارد. این سحابی در صورت فلکی قنطورس، در فاصله 5000 سال نوری از کره زمین قرار دارد. این سحابی از نوع سحابیهای سیارهنما (planetary nebulae) است.

![]()
سحابیهای سیارهنما در اطراف یک ستاره درخشان مرکزی تشکیل میشوند، هنگامی که این ستاره در مراحل انتهایی زندگیش از خود گاز بیرون میدهد. سحابی بومرنگ یکی از عجیبترین مکانهای جهان است. ساهایی و نیمان، دو ستاره شناس در سال 1995 با استفاده از تلسکوپ 15 متری Swedish ESO Submillimetre (تصویر پایین) در شیلی نشان دادند که این سحابی سردترین مکان جهان تا به حال است.

این سحابی با درجه حرارت منهای 272 درجه سانتیگراد،تنها یک درجه گرمتر از صفر مطلق (پایین حد برای همه درجه حرارتها) است. حتی درخشش پسزمینهای منهای 270 درجهای ناشی از مهبانگ گرمتر از این سحابی است.این تنها شیئ یافتشده تا به حال است که درجه حرارتی پایینتر از پرتوتابی پسزمینهای دارد.
به نظر میرسد که شکل کلی پاپیونمانند بومرنگ بوسیله وزشی بسیار شدید، با سرعتی حدود 310000 متر در ساعت به وجود آمده باشد که گاز به شدت سرد را از ستاره مرکزی در حال مرگ به خارج میراند. به گفته ستارهشناسان این ستاره 1500 سال است که به اندازه یک هزارم جرم خورشید در هر سال ماده از دست میدهد.این مقدار 10 تا 100 بار بیشتر از از سایر اجرام مشابه است.
گسترش سریع سحابی باعث شده است که این سحابی به یکی از سردترین مکانهای شناختهشده جهان بدل شود.گازی که با سرعت به بیرون جریان دارد، یک حباب نزدیک به خلا ایجاد میکند که سرمایی فوقالعاده دارد.
تحقیقات اخیر باستان شناسان حاکی از این است که سپاهی که در 325 کیلومتری شهر الخارجه در زیر شنهای کویر یافت شده است همان سپاه ایران است که 2535 سال ناپدید شده است.

اوایل تابستان 525 پیش از میلاد یک سپاه چهل هزار نفری از سوی کمبوجیه پادشاه وقت ایران پس از از اینکه ایران مصر را تسخیر کرده و فرعون وقت آن یعنی پسامتیک سوم را مورد عفو قرار میدهند برای شناسایی و تصرف لیبی کنونی به سمت این کشور روانه میشود . هرودوت و سایر تاریخ نگاران داستان های متفاوتی از این سفر نقل میکنند ولی انچه همه بر ان اتفاق نظر دارند سرنوشت این سپاه است که بدون هیچ گونه درگیری در صحرا ناپدید میشوند و تا اواخر جنگ جهانی دوم هیچ اثری از ان به دست نیامد.
تاریخ نگاران عنوان داشته اند پس از 37 روز سفر در کویر و طی 385 کیلومتر ( به علت وضعیت گرما سپاه کند حرکت میکرد) در یک صبح ارتش گرفتار طوفان شن میگردد. همه سپاهیان ایران در این طوفان زیر خروارها شن بیابان مدفون میگردند. داریوش بزرگ پس از سالیان که برای افتتاح ابریز دریای سرخ به رود نیل به مصر رفته بود شخصا برای یافتن و برگرداندن اجساد ایرانیان به منطقه رفت ولی دست خالی برگشت. در برگشت از منطقه داریوش در شهر الخارجه که اکنون 60000 نفر جمعیت دارند معبدی را احداث میکند که نشان دهنده الحاق مصر به ایران است و همه ساله هزاران گردشگر را به خود جلب میکند.
در دوران جنگ جهانی دوم گروهی از تانکهای نیروهای درگیر در جنگ در منطقه ای عبور میکنند که با ریزش ماسه و نمایان شدن سپر و لوازم جنگی سپاهی بزرگ همراه بود. به علت دوران دشوار جنگ این مسله مسکوت میماند تا اینکه در دهه نود دوباره باستان شناسان برای تحقیق و کشف حقیقت به منطقه میروند. نتایج ازمایشات ژنتیک نشان از این دارد که این همان ارتش ناپدید شده ایران است . (منبع)

شايددریای نوردر ميان جواهرات ملی ايران، مقام اول را دارا باشد. اين الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يک زوج به شمار میآمده اند، در حالی که از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشترکی با يکديگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شير پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. اين گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسيله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ويکتوريا هديه گرديد. هم اکنون نيز اين گوهر در تاج ملکه اليزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.
الماس دريای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست اميرعلم خان خزيمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگاميکه لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجينه جواهرات قاجار منتقل گشت.
ناصرالدين شاه معتقد بود اين گوهر يکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سينه خود نصب می کرد و حتی توليت دريای نور را منصبی مخصوص قرار داد و اين افتخار مهم را به اعيان و بزرگان کشور محول می داشت.
دريای نور بعدها داخل موزه دولتی گرديد و اينک زينت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دريای نور 182 قيراط است و رنگ آن صورتی است که کميابترين رنگ الماس است. در سال 1344، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادايی، درباره اين گوهر نکته بسيار جالب توجهی کشف شد:
تاورنيه، سياحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن 242 قيراط سخن می گويد و اشاره می کند در سال 1642 ميلادی آن را در شرق ديده است و نقشه و اندازه های آن را نيز در کتاب شرح می دهد و آن را Grand Table Diamante ( الماس يا لوح بزرگ ) می نامد. رنگ و شکل اين الماس توجه دانشمندان کانادايی را جلب کرد و ايشان معتقدند الماس دريای نور و نورالعين دثیثر اصل يک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دريای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قيراط است، نورالعين ناميده شد.

( نظر یادت نره عزیز دله برادر )